یــادت باشــہ وقتــی از کَســی میشنَوی
بیــا دوست معمولــی بــاشیم یَعنــــی بِمون تــوآب نَمک
تـا هَر وقت حوصِلم سَر رفت بـاهات سَرگرم شَم